پاسخ به مقاله باعنوان "مظلومیت یا مظلوم نمائی"
سر دبیر محترم روزنامه جام جم با عرض سلام خدمت شما و همکاران و کارمندان آن روزنامه ، ویژه نامه ای که در تاریخ 6 /6 /86 در باره دیانت بهایی و پیروان این آیین الهی منتشر نمودید ملاحظه شد. هر چند که مانند گذشته انتظار نمی رفت که حقایق را بنگارید زیرا اقدامات گذشته شما گواه آنست که به دنبال آشکار شدن حق و حقیقت نمی باشید . اگر غیر از این می بود حداقل اجازه پاسخ گویی و دفاع نسبت به اکاذیب و تهمتهای وارده را به پیروان این دیانت میدادید .یا سخنان آنان را در روزنامه خود چاپ میکردید
جام جم و غلط بینی های "دیگران؟!"
پس از آنکه ویژه نامهء رایگان ایام به قصد عوام فریبی و با هدف ترویج اکاذیب در مورد دیانت الهی بهائی و به طورگسترده به چاپ رسید، بنده نیزهمچون تعدادی از دوستان، در مقاله ای مختصر و بسیار موجز به رفع چند ایراد کلی،فاحش و تکراری موجود در این سلسله مقالات پرداختم که ظاهرا به کام عزیزان خوش نیامد،چرا که چندی پیش مقاله ای در روزنامهء جام جم به چاپ رسید که در آن به اغلاط املایی و ضعف های نوشتاری موجود در آن سری مقالات تاخته اند. پر واضح است که توجه به ایرادات متنی در مقابل تعمق در مفاهیم ارائه شده،کاری غیر علمی و تا حدودی کودکانه می باشد، و زمانی که بنده از چنین خبری مطلع گشتم تصمیم گرفتم سکوت نمایم تا شاید جام جمی های عزیز متدرجا به ضعف های خود در پاسخ به مفاهیم موجود در مقاله های مختصر ما پی برند،ولی گویی این تقدیر بوده است که بنده به طور کاملا اتفاقی و در اثر جستجوی کلمهء "جام جم" در اینترنت(جهت پیدا کردن سایت جام جم) به نا گاه به چند تصویر جالب و احتمالا برای سروران جام جمی پر مفهوم، دست یابم.
جوابی کوتاه به مقاله "دلایل قوی باید و معنوی" مندرج در روزنامه جام جم
من به خاطر نمی آورم که در دوره جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاده باشد که روزنامه ای اعلام کند که بهائیان به مقالات ردیه جواب داده اند. بسیار امیدوارم که این خود مقدمه ای مبارک باشد تا کم کم صاحبان جراید مخالف آیین بهایی ( که تقریبا تمام جراید در حال انتشار هستند که اگر نباشند، مجوز نمی توانند گرفت )، عین مقالات بهائیان را درج کنند و سپس به جواب گویی بپردازند. اما نویسنده محترم "دلایل معنوی" ترفندی زده، مبنی بر این که جمله ها و عبارات کوتاهی را از میان چند مقاله گزینش کرده و بررسی آن عبارت ها را معیار سنجش حقیقت قرار داده است. این که چنین روشی چقدر علمی و مستند است، خود داستانی است که من بدان کاری ندارم.
نقدی بر ایام ۲۹
سایت ایام ۲۹ تحت عنوان جریانی "ارتجاعی و وابسته" خواسته با استفاده مزورانه از یک کتاب که حدود سی سال پیش چاپ شده نشان دهد که حتی روشنفکران هم با اتهامات سیاسی علیه بهائیان همخوانند. این کتاب گزارشی کوتاه از تحولات فکری و اجتماعی در جامعه فئودالی ایران نام دارد و توسط محمد رضا فشاهی نوشته شده است. (سوء)استفاده این سایت از این کتاب نشان میدهد که بغض دشمنان آیین بهائی آنچنان غلیظ است که حاضرند به هر حیله ای متشبث شوند و هر ملقمه فکری را به کار گیرند تا بلکه برای تعصب خود لباس شرعی بد وزند. این کتاب از یک دیدگاه معطوف به مارکسیزم نوشته شده است. دین را نه به عنوان یک آیت وحی بلکه یک پدیده اقتصادی-سیاسی ارزیابی می کند. خلفای اسلام را عامل بهره کشی فئودالی معرفی می کند.
بهائی ستیزی جام جم، گفتمانهای قدرت و تولید شبه علمی تاریخی
قدرت برای عملی کردن اهداف خود باید جزیئات و اطلاعات با تفصیل را ساخته و اداره کند: هرچه جزئیات بیشتری بسازد و به عنوان حقیقت ارائه دهد استیلایش و قدرتش در تفکیک و تقسیم بندی موضوع مورد نظرش بیشتر می شود و این خود بر سلطه اش می افزاید. از این راه دانشی تولید می شود که در نهایت بر تسلط و حاکمیت قدرت بر موضوعش می افزاید.

بررسی مساله ی لقب "سر"
با اينكه دست به قلم خوبى ندارم ولى از آنجايى كه در مقاله سرسخن، جوانان تحصيل كرده بهايى را كه طالب حقيقتند مخاطب قرار داديد، تصميم گرفتم اين مطلب را تقرير نمايم.
وقتى ديدم كه اين مجلّه تقديم به حضرت ولى عصر امام زمان شده ولى مطالب آن توهين و انكار و طعن ولعن آن حضرت و من يظهره الله است، بسيار متاسف شدم.با خود گفتم اگرچه اين انكارها خود اثباتى برحقانيت كلام باب و بهاء است و اين سنّت الهى است كه هر مظهر امرى كه ظهور مى كند مورد اذيّت وآزار و انكار نفوس قرار مى گيرد اما افسوس كه نويسندگان مطالب اين ويژه نامه ذرّه اى شك به خود راه ندادند كه شايد حقيقت در اين دو ظهور باشد.
جوابی به نیابه از جام جم
خانم محترمی به نام سیمین گرجی خطاب به مسئولین محترم روزنامهء جام جم مطلبی نوشته بودند كه در وبلاگ "دین بهائی و سیاست" درج شده بود و متأسّفانه انتظار جواب هم داشتند. معمولاً این روزنامههای ایران یا بلد نیستند جواب بدهند، یا از تنها رفتن به قاضی خیلی كیف میكنند یا به قول شاعر "خود گویی و خود خندی، به به عجب هنرمندی" از گفتارهای خودشان بسیار محظوظ و متلـّذذ میگردند و نیازی دیگر به جواب نمیبینند یا بهكلـّی از هر گونه مناظره و محاوره كه دو طرف در صُقع واحد باشند بیزارند چه كه مایلند خودشان را در مكان برتر ببینند و از بالا به طرف مقابل نگاه كنند یا از جواب هراس دارند مبادا گزك دست طرف مقابل بدهند كه سؤال بعدی را مطرح كند یا، چون در موضع قدرت قرار دارند، احتیاجی نمیبینند كه خودشان را درگیر این قبیل حرفها بكنند و یا این كه، بالاخره، مقالات قرص و محكم خودشان را مستغنی از جواب میبینند. امّا برای آن كه این بانوی محترم، مقصودم سیمین خانم گرجی است، از شنیدن جواب خودشان نومید نشوند، بنده بالنـّیابه از مسئولین روزنامهء جام جم چند سطری مینگارم.
سخنی با مسئولين محترم روزنامه جام جم
با عرض سلام و ادب و احترام در خصوص ويژه نامه ايام شماره 29 كه با عنوان "بهائيت آن گونه كه هست "منتشر شده است به عرض مي رساند از آنجا كه در قسمت سرسخن "جوانان تحصيلكرده و منصف بهائيت "را مخاطب ساختيد تا حاصل اين تلاش "علمي " را مطالعه نموده و" تحري حقيقت" نمايند علاقمند شدم اين مجموعه را مطالعه كنم نهايتا چند سوال و موضوع مبهم برايم باقي مانده است كه خواهشمند است پاسخ بفرمائيد تا انشاالله رفع و دفع شبهه گردد و حقيقت موضوع روشن شود
بررسی اسناد جشن های نیمه شعبان
بسی مایه تاثر و تاسف است که کسانی که نام خود را روزنامه نگار گذاشته اند و محل اعتماد و وثوق مردم اند چنین قلم به تحمیق ملت جولان می دهند. در این مقاله کپی 5 سندبی محتوا و بی ربط نشان داده شده است که البته مشابه آن ها را چندی پیش یکی از حضرات دراین سایت هم قرار داده بود. نویسنده عکسی از پنج سند را در مقاله خود آورده است بدون آنکه امکان رویت اسناد را دراندازه بزرگتری فراهم نمایدتا خواننده بتوانند امانت داری او را از طریق مقابله نقل قول ها و اصل سند محکی زند. اندکی تامل در مقاله دلیل این کوتاهی را برملا منماید. موضوع این است که نویسنده برای اسناد خود عناوینی چون "ثابت پاسال، عامل قتل طيب" یا "تبريك نيمه شعبان، مايه كمال تأسف بهائيت" یا "تشكر از جلاد تهران" انتخاب نموده و در بالای هر سند قرار داده تا چنین القا نمایدکه این عنوان نیز قسمتی از سند است. با گذاشتن عین سند امکان اغفال خواننده از این سبیل فراهم نمی شد.
بررسی گفتگوی آیت الله تسخیری
پیرو گفتگویی که ویژه نامه ی "ایام" روزنامه ی جام جم مورخ 6 شهریور با آیت الله تسخیری انجام داده، ذکر نکاتی چند می تواند خواننده را در قضاوت عادلانه یاری دهد. هر چند تمام ویژه نامه ی ایام را می توان تلخیص کتب ردیه دانست اما جامعه ی بهائی و بالاخص "جوانان تحصیل کرده و منصف بهائی"، باز هم جوابگوی این ایرادات خواهند بود. امید که مفید آید.
نقض غرض!
انسانها موجودات بسيار عجيبي هستند. انتظار ميكشند تا به هدفي برسند؛ وقتي كه ميرسند آن را نابود ميكنند، انكار ميكنند، كمر به اضمحلالش ميبندند و در ردّ و طردش اوقات بسياري را هدف ميدهند. عجب آن است كه اين وضعيت در طول تاريخ بارها تكرار شده و نقض غرض آدميان به ظهور رسيده است
بررسی اتهام توبه نامه حضرت باب
نميدانم يك حرف را چند بار بايد زد و چند مرتبه بايد موضوعي را تكرار كرد و بطلان نظريهاي را به اثبات رساند. ما خودمان يك فاميل سببي داريم كه كليمي است. روزي با هم دربارهء امر بهائي صحبت ميكرديم؛ گفت، "اگر اين بهاءالله شما پيغمبر است و از طرف خدا، بيايد تكليف ما را با اين مسلمانان روشن كند و بگويد كه آيا ابراهيم اسحق را به محلّ قرباني برد يا اسمعيل را." بنده خدمتشان عرض كردم، "آيا كار حضرت ابراهيم مهمتر بود كه فرمان خدا را گردن نهاد و از فرزند گذشت و او را به قربانگاه عشق برد تا براي حصول رضاي الهي فدا كند و سرّ فدا را آشكار سازد يا اسحق يا اسمعيل؟" بعد از اندكي تفكـّر گفت، "الحق كار حضرت ابراهيم مهمتر بود و در اينجا اسحق و اسمعيل مهم نيست كه كدام بوده باشند." از اين قضيه يك هفته گذشت و ايشان به منزل ما آمد و ديگربار بحث مذهبي پيش آمد و ايشان گفت، "بايد اوّل اين پيغمبر شما روشن كند كه ابراهيم اسحق را به محلّ شهادت برد يا اسمعيل را!" بنده ناچار سكوت كردم و ديدم ايشان به حرف اوّل خود برگشته است.
بهائیت آنگونه که شما می خواهید!
بنا به درخواست شما عزیزان، از آنجایی که خود را یک جوان تحصیل کرده و منصف بهایی می دیدم، به مطالعهء دقیق مطالب نگاشته شده در ویژه نامهء ایّام همّت گماشتم و اینک قلم منصف بنده به نگارش نظراتی چند در این زمینه خواهد پرداخت؛ پس بنده هم از شما عزیزان خواهشمندم تا به عنوان طالبان حضور در وادی تحری حقیقت، با انصاف به نکات ذیل توجه فرمائید.
حرف حساب جواب ندارد!
واقعاً حرف حساب جواب ندارد! مجلّه وزين و پربار "ايّام" را كه صرفاً با نيت خير هدايت اهل حقيقت و جويندگان راه آن توسّط صدا و سيما تهيّه و جام جام آن را محضاً لله توزيع فرمودهاند، زيارت شد. الحقّ خيلي زحمت كشيده و مقالات متعدّد و گهربار جمعآوري نمودهاند. همهء آن هم حرف حساب است و البتّه جواب ندارد و بايد دست مريزاد گفت كه پرتوي نوراني بر حقايق خفيّه مربوط به دو آيين بابي و بهائي انداختهاند و بسياري را روشن ساختهاند. امّا مِن باب تذكـّر به چند نكته بايد اشاره كرد تا در آينده وقتي به تهيّه اينگونه مطالب مهمّه ميپردازند، كار را تمام كنند كه مو لاي درزش نرود
دعوت به "تحری حقیقت" و "انصاف"
داستان يك بام و دو هوا را همه خوب ميدانند و نيازي به نقل داستان نيست. امّا حكايت جمهوري اسلامي ايران است و دعوتش به "تحرّي حقيقت". صدا و سيما مجلـّهاي را با مقالات متعدّد منتشر كرده و مجّاناً در اختيار طالبان قرار داده است. هر كس يك شماره روزنامهء "جام جم" بخرد، البتـّه به عنوان جايزه يك نسخه از شمارهء 29 "ايّام" هم به او ميدهند تا بتواند با خيال راحت تحرّي حقيقت كند.